پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

439

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

ميكاباخوس خود را بكشت و بسيارى از ديگر برگزيدگان همان كار را كردند . بازمانده را هم اشكانيان نزديك آمده در زد و خورد با گرزها بكشتند و بيش از پانصد تن دستگير نكردند . سر پوبليوس را بريده سپس آهنگ كراسوس كردند . اما كراسوس چون پسر را براى هجوم فرستاد و خبر براى او آورده شد كه دشمن از جلو پوبليوس گريخته و او به دنبال كردن پرداخته است هم از آن سوى مىديد فشار دشمن بر روى لشكر او كم شده و اين خود به آن جهت بود كه بخش عمده دشمن بر سر پوبليوس رفته بودند از اين پيش‌آمدها كراسوس را دل رفته به جاى آمد و لشكر را به يك سراشيبى كشيده منتظر شد كه پوبليوس از دنبال دشمن باز گردد . از چند پيكى كه پسرش پس از دريافتن خطر نزد او فرستاد همگى به دست دشمن افتادند و تنها آخرين ايشان به سختى خود را نزد وى رسانيده خبر داد كه اگر پوبليوس را زود در نيابى ديگر او را نخواهى يافت . كراسوس سراسيمه گرديده پاك خود را باخت كه ديگر نمىتوانست تصميمى بگيرد . گاهى انديشه گرفتارى پسر را مىكرد و هنگامى درباره لشكر خود بيمش فرا مىگرفت . سرانجام به آن سر شد كه با همه لشكر روانه شود . ولى در اين هنگام بود كه ناگهان دشمن با خروشهاى دلگدازتر از پيشين پيدا گرديدند و آواز كوسهاى ايشان گوشها را كر مىساخت . روميان دانستند چه آسيب سختى به آنان روى آورده و ترس آنان را فرا گرفت . آن دسته كه سر پوبليوس را بر نيزه داشتند بسيار نزديك آمدند تا روميان آن را بشناسند و به طعنه داد زده مىپرسيدند : اين جوان از كدام خاندان بود ؟ پدر و مادر او چه كسانى بودند زيرا هرگز باور نمىكردند كه جوانى به آن دليرى و مردانگى پسر پيرمرد ترسان كاردانى همچون كراسوس باشد . اين پيش‌آمد روميان را به يك بار از كار انداخت . زيرا به جاى آنكه خشم گيرند و غيرت كنند ترس و لرز سراسر دلهاى آنان را فرا گرفت . اگرچه گفته‌اند كراسوس در اين هنگام كارى كه از او انتظار نمىرفت كرد . زيرا همين‌كه سر را ديد جلو صفها دويده داد زد : اى هموطنان من ! اين يك گزندى است كه به خود من رسيده ، به شكوه و سرفرازى روم تا شما زنده‌ايد گزندى نخواهد رسيد . اگر كسى از شما دلش از اين مىسوزد كه من بهترين پسران خود را از دست داده‌ام به جستن كينه او از دشمن بكوشد و سزاى اين ستمكارى آنان را بدهد . هرگز نبايد اندوه گذشته را خورد . زيرا هر كسى كه در راه مقصود بزرگى